دانلودکامل و پخش آنلاین تیزر انیمیشن دایناسور خوب

منتقد: جیمز براردینلی گرچه «دایناسور خوب»(The Good Dinosaur) یک فیلم خانوادگی مناسب است، فاقد ویژگی هایی است که در بسیاری از آثار کلاسیک قبلی پیکسار دیده می شدند. این فیلم، که بیشتر یک اثر انیمیشن قابل تأمل است تا فیلمی برای پر کردن خلاً آخر پاییز سینما، دارای جاذبه های کافی برای جذب هم کودکان و هم والدین شان است اما در عین حال قادر به ایجاد عمق و غنای تِماتیکی که در آثاری چون «داستان اسباب بازی های ۳»(Toy Story ۳)، شگفت انگیزان(The Incredibles)، و «وال ای»(WALL-E) دیده می شدند نیست. در آن حد، «دایناسور خوب»، ناامید کننده است، هر چند بیشتر بینندگانی که برای تماشای این فیلم ۱۰ دلار می دهند بعید است که بابت این مبلغ پشیمان شوند. ساخت «دایناسور خوب» با مشکلاتی همراه بوده است و این ممکن است علت اصلی مشکلاتی باشد که هنگام تماشای فیلم دیده می شوند. ساخت این فیلم تقریباً شش سال طول کشیده و دو سال قبل تقریباً به صورت کامل با داستان جدیدی کاملاً بازسازی شد، یعنی کنار گذاشتن کارگردان و بیشتر صداپیشه های اصلی فیلم، و «بازتعریف» پروژه. اگرچه دیزنی ادعا می کند که از نتیجه نهایی «بسیار راضی» است، خط داستانی پرپیچ و خم «دایناسور خوب» علائم آنچه بر سر این استودیو آمده است را نشان می دهد. فیلم تنوعی از ژانرهای به هم وصله پینه شده را نشان می دهد. صحنه های ابتدایی یادآور تِم ها و لحظاتی از «شیرشاه»( The Lion King) و «کتاب جنگل»( The Jungle Book) هستند. بخش اعظمی از زمان فیلم حاوی یک سفر جاده ای با المان های فیلم های رفاقتی است. بخش هایی از نیمه دوم فیلم ادای دینی هستند به ژانر وسترن که با خلاصه ای از سرنخ های موزیکال الهام گرفته از «هفت دلاور»( The Magnificent Seven) و لحن خشک سام الیوت تکمیل می شود. پیام های معمول دیزنی درباره شکیبایی، دوستی و پشتکار اینجا نیز دیده می شوند اما به نظر اجباری هستند و خیلی ناشیانه یکپارچه شده اند. سکانس های شروع فیلم سعی می کنند (برای هر کسی که علاقمند است..) عصر حجر- دوران همزیستی مسالمت آمیز انسان ها و دایناسورها در یک دوره- را توضیح دهند. ستاره ای که گفته می شود منجر به منقرض شدن نسل بسیاری از جانوران روی زمین شده است این بار از کنار زمین رد می شود و اجازه می دهد که این جانواران عظیم الجثه به بقای خود بدون مزاحمت تغییر آب و هوای جهان ادامه دهند. چند میلیون سال بعد، دایناسورها به موجودات انسانی شده ای تبدیل شده اند در حالی که انسان ها دوست دارند روی چهار دست و پا راه بروند و مثل سگ ها واق واق کنند. قهرمان فیلم «دایناسور خوب»، آرلو (با صدای ریموند اوکا)، جوان ترین عضو یک خانواده آپاتوساروس (یا برونتوساروس) است- که از یک پدر (جفری رایت)، مادر (فرانسیس مک دورموند) و سه کودک تشکیل شده است. آن ها کشاورز هستند و خود را برای زمستان آماده می کنند. اما آن ها یک مشکل «آفتی» دارند- یک فرزند انسان (که بعداً اسپات نامیده می شود) وارد انبارشان می شود و ذرتشان را می خورد. پدر به آرلو ماموریت می دهد تا شر این مزاحم را کم کند. اما دایناسور جوان نمی تواند خود را راضی به کشتن پسرک کند. یک تعقیب و گریز در می گیرد، وقتی که ارلو و پدرش گرفتار طوفان ناگهانی می شوند، و تراژدی شکل می گیرد. بقیه داستان درباره ارلو و اسپات است که توسط رودخانه به جای پرتی برده می شوند و سفری به سوی خانه را با هم شروع می کنند. از نظر بصری، «دایناسور خوب» به برخی از جذاب ترین صحنه های واقع گرایانه ای که در فیلم های انیمیشنی تاکنون دیده ام می تواند بنازد. برخی صحنه ها طوری به نظر می رسند که انگار فیلمسازها کاراکترها/موجودات را در یک فیلم واقعی وارد کرده اند. صحنه های آب- که اغلب در فیلم های انیمیشنی خوب در نمی آیند- بی عیب و نقص هستند. اگر «دایناسور خوب» در قسمت داستانی کم می آورد، اما گامی رو به جلو برای هنرمندان پیکسار به شمار می آید. رئالیسم محیط اطراف باعث می شود که دایناسورها بامزه تر و کارتونی تر از شرایط دیگر در بیایند. این یک انتخاب آگاهانه است برای این که دایناسورهای فوتو-رئالیستی می توانستند برای بچه های خردسال بیش از حد ترسناک از آب در بیایند. به بیان کلی، این که «دنیای ژوراسیک»( Jurassic World) نیست. تغییر نقش یک غیرانسان به قهرمان پرحرف داستان و یک انسان ماقبل تاریخ به یک جانور دست آموز در فیلم دیده می شود. اگرچه حرف زدن حیوانات در فیلم های دیزنی استعاره پذیرفته شده ای است، اما تعداد کمی از آن ها مانند آرلو در سخن گفتن ماهر هستند. و اسپات هرگز کلمه ای نمی گوید، گرچه خودش را می خاراند و هر از گاهی زوزه میکشد. متاسفانه، این تبدیل هوشمندانه باعث نمی شود که آرلو یا اسپات جالب تر شوند. آنها همان شخصیتهای ژنریک و کلیشه ای فیلم های کارتونی را دارند. ضرباهنگ فیلم، مانند اکثر فیلم های جاده ای بدون توجه به نوع قهرمانها یا مسیری که طی میکنند، غیریکنواخت است. اتفاقات کوچک کش دار هستند و با سِت پیسهای اکشن از هم جدا میشوند. بسیاری از دایناسورهای «محبوب» مانند تی رکسها و ولاسیراپتورها در فیلم دیده میشوند. شاید بهترین لحظه فیلم وقتی باشد که در آن آرلو و اسپات، که به یک زبان حرف نمیزنند، از شکلکها برای ارتباط برقرار کردن استفاده میکنند. در این سکانس شاهد عاطفه و ترحم هستیم- چیزی که بقیه فیلم چندان نمیتواند از آن استفاده کند. بچه ها (به خصوص پسربچهها) عاشق دایناسورها هستند. به نظر این جاذبه در خونشان وجود دارد. «دایناسور خوب» تلاشی است برای بهره برداری از این موضوع بدون این که به «پارک ژوراسیک»( Jurassic Park) تبدیل شود. مشکل این است که داستان غیرقطعی فیلم یک تجربه نظری متغیر ایجاد میکند. علیرغم برخی شکستهای اخیر پیکسار، هنوز این توقع وجود دارد که هر چیزی که به اسم آن ساخته میشود باید بهتر از محصولات ساخته شده توسط رقبایش باشد، اما این در مورد «دایناسور خوب» صدق نمیکند. این فیلم را نمیتوان بهتر یا بدتر از «ماداگاسکار»( Madagascar) یا «عصر یخبندان»( Ice Age) نامید. انیمیشن درجه یک این فیلم در خدمت فیلمنامه نه چندان درجه یک آن قرار گرفته است. منبع: نقد فارسی
1615
14:00:00
100%
امتیازها : 3

ارسال دیدگاه